روایت آیتالله قربانی از هفتدهه رفاقت با رهبر شهید؛ از باغ وکیل مشهد تا آخرین ملاقات خصوصی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ابریشم پرس ، آیتالله زینالعابدین قربانی، نماینده اسبق ولیفقیه در استان و امام جمعه پیشین لاهیجان در گفتگو با تسنیم ، این روزها را در ماتمی بزرگ توصیف میکند؛ ماتمی که به باور او، تمامی جهان اسلام را در بر گرفته است. او میگوید که آمریکا و اسرائیل، فقیه بزرگ، دانشمند و پیشوای امت را از میان برداشتند و این فاجعهای است که آثار اندوه آن به این زودیها از دلها بیرون نخواهد رفت.
آشنایی آیتالله قربانی با رهبر شهید به تابستان سال ۱۳۳۴ بازمیگردد. آن سال، پس از تعطیلی درسهای حوزه علمیه قم، او به جای بازگشت به گیلان، راهی مشهد شد تا هم به زیارت حضرت رضا(ع) برود و هم دلتنگی ناشی از شهادت مرحوم نواب صفوی را التیام بخشد. در مشهد، با برادر بزرگتر آقای خامنهای که در قم هممباحثه وی بود، دیدار کرد. آن برادر، از تشکیل جلسات درس اصول فقه مرحوم آیتالله شیخ هاشم قزوینی در مدرسه نواب سخن گفت و اینکه برادرش، سیدعلی خامنهای، نیز در آن درس حضور دارد. سپس پیشنهاد کرد تا جمعی از دوستان، از جمله شهید هاشمینژاد و مرحوم عباس واعظ طبسی، در «باغ وکیل» مشهد گرد هم آیند.
آیتالله قربانی به نیکی به یاد دارد که برادر بزرگ آقا به او گفت: «سیدعلی وقتی تو را در درس میبیند، میگوید این شیخ گیلانی خیلی به دلم نشسته و دوست دارم با او رفیق شوم.» آن دیدار در باغ وکیل، با فضای دلانگیزش ـ استخر، درختان میوه و پرندگان فراوان ـ دو شبانهروز به طول انجامید. در همین جمع بود که پرندهای شبیه «سار» را شکار کردند و با روشن کردن آتش، همانجا کباب کردند؛ همین سادگیها موجب شد تا جمع صمیمیتر شود و رفاقت میان آن دو شکل بگیرد. چنان که آیتالله قربانی تأکید میکند، سیدعلی خامنهای با او چنان صمیمی شد که حتی از برادر بزرگتر خود نیز پیشی گرفت و این آغاز دوستیای بود که بیش از هفت دهه ادامه یافت.
در همان ایام، شبها در درس فقه مرحوم آیتالله میلانی، از مراجع بزرگ تقلید، شرکت میکردند و حدود چهل روز در مشهد ماندگار شدند. پس از آن، آیتالله قربانی به گیلان بازگشت، اما رفاقت پایهگذاری شده هرگز گسسته نشد. هر بار که به مشهد مشرف میشد، رهبر شهید از حضور او باخبر میشد و به دیدارش میآمد.
یکی از خاطرات بسیار شیرین آیتالله قربانی، به پس از آزادیاش از زندان رژیم شاه در رشت بازمیگردد. او به همراه همسر، پسر کوچکش محمد و چند نفر دیگر، راهی مشهد شد و در مهمانپذیر توس اقامت گزید. هنگامی که رهبر شهید از حضور او مطلع شد، به محل اقامتشان آمد و با مهربانی گفت که این مکان هم از نظر امنیتی خطرناک است و هم در شأن شخصیت او نیست و از او خواست تا به منزل ایشان بروند. آیتالله قربانی با اشاره به همراهانش عذر خواست، اما آقا اصرار کرد و قرار شد همان روز بعدازظهر به خواجه اباصلت بروند و فردا نیز مهمان ایشان باشند. آن روز، خود رهبر شهید رانندگی میکرد و همراه با برادرشان، همسر و پسر کوچک آیتالله قربانی، به خواجه اباصلت رفتند. در آنجا با شیرینی و میوه از آنان پذیرایی شد و روز بعد نیز به منزل ایشان رفتند و با محبت و احترامی وصفناپذیر میهمانشان بودند.
آیتالله قربانی از سفر رهبر شهید به لاهیجان نیز سخن میگوید. ایشان یک بار در مهمانپذیر سر چهارراه لاهیجان اقامت داشتند و پس از پرسوجو از کتابفروشی مرحوم اصغر وتیمه، به منزل آیتالله قربانی آمدند. دو شب در لاهیجان ماندند و شبها را برای استراحت به مهمانپذیر میرفتند، اما شام و بیشتر ساعات روز را در منزل وی سپری میکردند.
این ارتباط پس از پیروزی انقلاب و در دوران ریاستجمهوری رهبر شهید نیز ادامه یافت. آیتالله قربانی که در دوره دوم مجلس خبرگان حضور داشت، هرگاه مشکلی پیش میآمد به دیدار ایشان میرفت و گاه خود رهبر شهید با او تماس میگرفتند. یک بار به او فرمودند که آقای واعظ طبسی با ایشان تماس گرفته و درباره وی صحبت کرده است. حتی پس از انتخاب ایشان به مقام رهبری، این ارتباط قطع نشد و آیتالله قربانی در چهار دوره نمایندگی مردم گیلان در مجلس خبرگان، بارها توفیق دیدار یافت.
آخرین دیدار خصوصی آن دو، حدود یک سال پیش از واقعه شهادت رقم خورد. از دفتر رهبری با آیتالله قربانی تماس گرفتند و اعلام کردند که آقا فرمودهاند با او کار دارند. او به تهران رفت و در روزی که رهبر شهید دیداری عمومی با حدود دویست تا سیصد نفر داشت، پس از پایان آن برنامه، به دستور ایشان به اتاقی رفت و نیمساعتی خصوصی با او گفتوگو کرد. آیتالله قربانی قصد داشت از برخی مشکلات و مسائل منطقه و نیز از بعضی مسئولان گلایه کند، اما وقتی با حجم عظیم مسئولیتها و گرفتاریهای کشور مواجه شد، دلی نیافت که خاطر ایشان را آزرده کند و بیشتر از امور فرهنگی، فعالیتهای اجتماعی و رسیدگی به مردم سخن گفت.
رهبر شهید از کتابخانه و آثار علمی آیتالله قربانی اشراف کامل داشتند. او که نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ هزار جلد کتاب و حدود ۹۰ جلد تألیف دارد، از سؤال ایشان درباره کتاب «آیات الاحکام» (که ابتدا در ۱۲ جلد و بعد در ۶ جلد منتشر شد) و نیز کتاب «نقدی بر نقض» ـ که پاسخ به کتابی ۲۳ فصلی از یک اندیشکده اسرائیلی‑آمریکایی علیه قرآن بود ـ سخن میگوید. او چهار سال و نیم بر روی این اثر وقت گذاشته بود و بعدها حجتالاسلام سیدحسن خمینی، هنگام عیادت از وی، با دیدن آن کتاب، با مسئولان روزنامه اطلاعات تماس گرفت و زمینه چاپ گسترده آن را فراهم کرد.
آیتالله قربانی در پایان، شهادت رهبر انقلاب را فاجعهای جبرانناپذیر برای جهان اسلام میخواند و معتقد است دشمنان، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، تاب تحمل وجود چنین شخصیتی را نداشتند. او درباره آیتالله مجتبی خامنهای نیز ابراز امیدواری میکند که ایشان با بیش از سی سال تحصیل، تدریس و تربیت در کنار پدر، و با تجربهای که از توصیههای پدر در انتخاب استاد، مسیر علمی و شناخت مسائل کشور داشته است، بتوانند کشور را در همان مسیر ترسیمشده پیش ببرند. او ابراز امیدواری میکند که مردم گیلان نیز توفیق دیدار و زیارت ایشان را پیدا کنند.
برچسب ها :آیت الله خامنه ای ، رهبر انقلاب ، زین العابدین قربانی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0