بی شک یکی از مهمترین و حیاتی ترین مسائل پیرامونی ما حفظ محیط زیست است، اما تا چه حد توانسته ایم به موضوع حفظ محیط زیست و از آن هم مهمتر مخاطراتی که محیط زیستمان را تهدید میکند، چاره اندیشی کنیم ؟! بی شک واقعیت پیرامونیمان چیزی در حد یک تراژدیست، از خشک شدن دریاچه […]

بی شک یکی از مهمترین و حیاتی ترین مسائل پیرامونی ما حفظ محیط زیست است، اما تا چه حد توانسته ایم به موضوع حفظ محیط زیست و از آن هم مهمتر مخاطراتی که محیط زیستمان را تهدید میکند، چاره اندیشی کنیم ؟! بی شک واقعیت پیرامونیمان چیزی در حد یک تراژدیست، از خشک شدن دریاچه ارومیه ، رودخانه زاینده رود ، تالاب گاو خونی ، آلودگی هوا ، مشکل ریزگردها خصوصا در استانهای جنوبی،معضل کم آبی ، پسماندها و…همه و همه دلیلی آشکار بر این مدعاست که هرچندبرنامه ریزیهای صورت گرفته شده،درسالهای اخیر بسیارچشمگیربوده ، اما نسبت به این همه مشکلات زیست محیطی بوجود آمده که غالب آن میراث چند دهه غفلت خواسته و ناخواسته بوده کارایی چندانی نشان نمی دهد و نیاز به بازنگری اساسی و کار کارشناسانه  مبتنی بر تجربیات روز کشورهای توسعه یافته و بهره گیری از نظریات عالمان آگاه و خبره ، فارغ از هر موضوع و دسته بندی جناحی و نژادی و ملیتی است.

به راستی درگذشته با اشتباهات غیر کارشناسی شده و غیر علمی با ساختن ابنیه ها و سدها موجبات تخریبهای جبران ناپذیری به چرخه محیط زیستمان شده ایم و آنچه که بهانه ی آن شد که در این رابطه مطالبی را به رشته تحریر درآورم در باب کاشت گونه های مهاجم درختانی مانند سرو و کاج و… است ، خوب می دانیم که تنها جنگلهای نادر هیریکانی جهان در شمال کشور ،خصوصا در شهرستانهای ماسال و سیاهکل موجود می باشد. آیا کسی در این جنگلهای چند میلیون ساله یک درخت سوزنی برگ خودرو ، می بینید؟
به یاد دارم به سال۸۰ وقتی نماینده رهبرمعظم انقلاب به دیلمان تشریف آوردند ، درمهمترین بخش از سخنرانیش به جنگلهای مسیرسیاهکل به دیلمان اشاره شد و گفت ؛ من در سفر اروپاییم دیدم که آنها از درختان پرثمری چون گردو در جنگلهایشان استفاده کردند و درخت گردو هم چوب مرغوبی دارد و هم ثمره هر ساله آن میوه گردو هست ، الاایهال پس از گذشت حدود دو دهه در می یابیم که بخش قابل توجه ای از در ختان جنگلهای هیریکانی کشور قطع شده و بجای آن یا نهالی کشت نشده است و یا در یک حرکت غیر کارشناسانه گونه های مهاجمی همچون سرو و کاج در دل این جنگلها غرس شده است که از جمله معایب این درختان ، وزن زیاد و ریشه های کم آنست که نه تنها به تثبیت خاک در مناطق شیبدار کمک نمی کند بلکه باعث رانش نیز می شود-به دلیل سوزنی برگ بودن در فصل زمستان برف بر شاخه برگهایش می نشیند و علاوه بر اضافه کردن وزن درخت اسباب شکسته شدن شاخه هایش را نیز فراهم میکند – یکی از علل آتش سوزی جنگلها درختان سوزنی برگ هستند – درختش بی ثمر است – چوبش نسبت به چوبهای جنگلی بسیار بی کیفیت است – از طرفی سمومی که از این درخت ساطع می شود زمینهای اطراف را به کمک سایه هایش لم یزرع می کند – یکی از دلایل آفتهای جنگلها به گواه آگاهان، امثال گونه های مهاجم اینچنینی و حتی درخت صنوبر است – و پیشنهادم به همه مسئولین مربوطه خصوصا شهرداران و دهیاران و یکایک مردم عزیز اینست در مناطق شمالی و جلگه ای هر چه سریعتر این فرهنگ اشتباه درختکاری گونه های مهاجم را متوقف کنند و بجای آن درختهای پرثمر و بومی همچون پرتغال و نارنج ، گیلاس ، انجیر ، گردو فندوق و…غرس کنند ، و نمونه ای بارز آن شهر رامسر است که اکثر بلوارها و پارکها را با درختان نارنج و پرتغال زینت داده اند ، علاوه بر اینکه این گونه درختان بومی هستند ، همواره سبز و در بهار گل بهارنارنج و پرتغال بسیار مفرح بخش و در دل پائیز و زمستان هم ثمره میوه آن پرتغال و نارنج است ، که علاوه بر سیمای خوب شهری به نوعی میتواند جاذبه گردشگری در فصول مختلف باشد(و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد…). و جا دارد همه اهالی اهل نظر به ویژه صداو سیما بیش از پیش به مهمترین بخش از رسالتهای خود در تبیین فرهنگ و نگرشهای صحیح ، احساس مسئولیت نمایند و اگر در جنگلهای و مراتعمان ، نهالی قرار است غرس شود و یا درختی حفظ و نگهداری شود از نهالهای پرثمری چون گردو و فندوق و…بهره گیریم . اما در مقابل شور بختانه مشاهده میکنیم که فرهنگ غلط کاشت این گونه های مهاجم بصورت یک تقلید تهوع آور به دهیاریهای روستاهای اطراف و اکناف و داخل محوطه سازیهای ویلاها هم سرایت کرده است. نگارنده اخیر طی دیداری که با مشاور محترم فرهنگی دکتر نوبخت (معاون رئیس جمهور) صورت گرفت ، به ایشان پیشنهاد شد، که سازمان برنامه و بودجه برای این فرهنگ غلط و اشتباه ، غرس و نگهداری گونه های مهاجم ، به دستگاههای ذی ربط اعم از وزارتخانه ها و ادارات و… ریالی ”هم بودجه اختصاص ندهد و امیدوارم این پیشنهاد با دیدنظر کارشناسانه به صورت یک دستورالعمل ، به همه دستگاهای مربوطه ابلاغ شود، و همچنین به همه ی اعضای شورای شهر و روستا نیز پیشنهاد می شود که در مصوبات ابلاغی خود به شهرداریها و دهیاریها بصورت آتش به اختیار به این موضوعات توجه وافی و کاملی داشته باشند

اما مخلص کلام اینکه ، جا دارد به فوریت در راستای بهبود شرایط اسف بار محیط زیستمان ، لااقل همه با هم این فرهنگ غلط کاشت و نگه داری نهالهای گونه مهاجم را ، با جایگزین کردن و کاشت نهالهای پر ثمر بومی در جنگلها و مراتع و شهرها و روستاها و سردرب خانه ها و ویلاهای خود به نحوی جبران کنیم .

  • نویسنده : جابر زمانی