امروز: جمعه, ۳۱ فروردین , ۱۳۹۷

توسعه در جهان فرهنگ

توسعه در جهان فرهنگ
آنچه که در کشورمان در پوشش فرهنگ های گوناگون و فرهنگ روزمره قرار دارد، باید در چارچوب تعاریف و سیکلی پیوسته از ارزیابی نقادانه و سازنده در آید؛

بدون استثناء، هر نظام سیاسی، به جهت تغییرات نسلی و برای اعتلاء و پیشرفت جامعه خویش هر از چندگاهی، به شکل جدی و جمعی حاجت به بازخوانی و بازسازی فرهنگ خود دارد،چرا که مستقیم و غیر مستقیم، همه چیز حیات بشری،تحت تأثیر فرهنگ، شرایط و المانهای فرهنگی قرار دارد.
در فقدان فرهنگ پیشرو است که،نسخه مغلوط عالم قابل اصلاح نیست.
فکر خود ضایع مکن در طاق نسیانش گذار!
چگونه در فراغ فرهنگ مطلوب منطقا می توان از توسعه دم زد!؟ چگونه می توان بدون فرهنگ مناسب و پیشتاز به تخصیص بودجه و اعتبارات مناسب عطف عنان نمود و از چنین تخصیصاتی به نتیجه مثبت دست یافت!؟

جوامع توسعه یافته برای افتادن در ریل رشد و توسعه نخست در فضای فرهنگ است که رحل اقامت می افکنند و با آن سامان و سازمان می یابند
در جامعه کنونی ما مقولات پیچیده و تو در توی فرهنگی در بسیاری از بخش های خود نیازمند تجدید نظر و تحولات بنیادین از حیث رویکردهای معرفت شناسانه و روش شناسانه است. باید توسط «دولت اعتدال» و مردان سترگ برآمده از ساحت فرهنگ، پرسپکتیوها و چشم اندازها،دستخوش اصلاح گردد
ما ایرانیان در اقلیم وجغرافیای خود،تلاقی گاه سه فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی هستیم و طبعا هریک از این سه فرهنگ، بنحو طولی، هژمونیک و سیطره خاص خود را در زیست جهان ما دارند.
و بواقع این فاکتوری ست که مدیران فرهنگ باید به فطانت و حصانت آنرا در مناسبات و محاسبات خود اعمال نمایند.
نمی توان در افق تداببر و تدوین راهبردها و اتخاذ سیاست های اجرایی حضور پارامترها و ایجابات مختلف فرهنگ ها را مورد انکار و کتمان قرار داد. ورای این پیشفرض و استدراک مهمترین اقدام در چنین اختلاط سه گانه برای مشتغلین به فرهنگ ها آن است که تا درک منقح و واقع بینانه تری در مقولات اساسی فرهنگ عمومی کشور خویش داشته باشند.
با این دید و داوری، باید با نگاه سلبی نخست ببینیم وقتی که از پدیده ای تحت عنوان فرهنگ، سخن به میان می آوریم، فرهنگ و رویکرد فرهنگی و غیر فرهنگی را چگونه تعریف و تبین کنیم!؟
در برخی از موارد امور غیر فرهنگی و حتی ضد فرهنگی با فرهنگ متعالی انسانی، خلط و مشتبه می شود و احکام و آثار آن به هم در می آمیزد!
بنابراین آنچه که در کشورمان در پوشش فرهنگ های گوناگون و فرهنگ روزمره قرار دارد، باید در چارچوب تعاریف و سیکلی پیوسته از ارزیابی نقادانه و سازنده در آید. البته در این ارتباط باید زیست بوم معرفتی خود را به گونه ای مسأله محور،ساماندهی نمود. باید به کثیری از بد فهمی ها و کژنگری خود در عرصه لطیف و رفیع فرهنگ پایان بخشیم. چراکه، آفتی نبود بتر از نا شناخت!

ما بنحو پروبلماتیک و رنج دهنده ای در فرهنگ و نظام دانایی خویش، دچار نخبگان بی مسأله ایم! غالب نخبگان ما در ورطه مدرک زدگی سیر می کنند و غرق در روزمرگی های آشفته است که روزگار می گذرانند!
نمی توان از روی تجزم وتعصب، این واقعیت فراگیر را نادیده گرفت که نسل های مختلف، کم و بیش دارای مزاج ها و فرهنگ ها و مسائل متفاوتند، دور نماها، اپیستمه های معنایی و سنجه ها، در نسل ها ی متفاوت، متفاوتند و دقیقاً از معبر این تفاوت ها و مسأله ها ست که می توان هم آفرینشگر فرصت ها و هم آورنده تهدید ها گردید. کنش گران و فعالین فرهنگ باید در اجماع و استراتژیکی مکتوب و منسجم به تأملات و تعاملات «فرهنگ» و «توسعه» به عنوان یک پیش نیاز لاینفک توجه کنند تا از این رهگذر پاره ای از آسیب های روز افزون اجتماعی و اقتصادی از میان ما رخت بر بندد و کشور دچار تأخر فرهنگی(caltural lag) نشود!

 

حجت مهدوی سعیدی – مشاور فرهنگی سازمان برنامه و بودجه کشور

لینک کوتاه
https://goo.gl/1LCJvt

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

حجت الله جوادپور دوشنبه , ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۱

یادداشت آقای حجت مهدوی سعیدی با عنوان «توسعه در جهان فرهنگ» یادآور همان حالت «به لکنت افتادن و تپق زدن ناشی از شوق زدگی و دستپاچگی» است که بر اساس تلاش برای ایجاد وجاهت و اهمیتی برای پست جدید مشاوره ای در سازمان برنامه و بودجه نوشته شده است!
حتی تیتر و عنوان این یادداشت نیز خام و شتابزده است زیرا «جهان فرهنگ» عبارتی تناقض آمیز و بی معناست! فرهنگ یکی از گسترده ترین و مبهم ترین کلمات بشری است که می توان هر مقوله انسانی و بشری را در آن جای داد ولی خود بر هیچیک از آن مقولات منحصر و منطبق نیست! بعبارت دیگر می توان پرسید: وقتی می گوییم «فرهنگ»، دقیقاً از چه سخن می گوییم؟!
این یادداشت شتابزده آکنده از خطاهای مفهومی و مضمونی است! خصوصاً آنجا که نویسنده از بازخوانی و بازسازی فرهنگ(!!!) می گوید! باید پرسید کدام فرهنگ؟ کدام وجه فرهنگی؟ چگونه؟ کی؟ با چه ساز و کاری؟ با کدام جایگزین اصلاحی یا تکمیلی؟ و…..
نکته جالب تر این است که جناب مهدوی از فرط شتابزدگی از «فرهنگ پیشرو»(!!!) حرف می زند! این ارزشگذاری یا ترجیح در مقوله فرهنگ ناشی از یک نگرش ایدئولوژیک ارتجاعی است که به یک مقوله نسبی و تمدنی اصالت و وجاهتی می دهد و آن را پیشرو می نامد! ایشان گمان می کند که فرهنگ یک مفهوم یکدست و توپُر و تکین است که در مصاف با پدیده های دیگر مانند شعر، رمان یا سینما و غیره بتواند پیشرو و آوانگارد باشد؛ غافل از اینکه فرهنگ همه ی اینها هست اما هیچکدام از آنها نیست!
یا عبارات عجیب و غریبی مانند «فرهنگ مطلوب»، «فرهنگ مناسب»، «فرهنگ پیشتاز»، «فضای فرهنگ»، «عرصه لطیف و رفیع فرهنگ»(!) و مانند آن و در نهایت وصل کردن آنها به صورت گنگی به «تخصیص بودجه و اعتبارات مناسب»(!!!) گویا ایشان از همکنون گمان کرده که شاید آن دغدغه ها و رویکردها نسبت به فرهنگ با مقوله بودجه و اعتبارات رفع و رجوع می شود!!!!
مضحک تر آنجاست که جناب مهدوی بدون توجه به مسایل ریز و درشت و بعضاً پیش و پا افتاده و ابتدایی در زمینه اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اجتماع که دولت دوازدهم درگیر آن است، می گوید:
«باید توسط «دولت اعتدال» و مردان سترگ برآمده از ساحت فرهنگ(!)، پرسپکتیوها(!) و چشم اندازها(!)، دستخوش اصلاح گردد.» (!!!؟)
به این جمله طنزآمیز جناب مهدوی توجه کنید:
«ما بنحو پروبلماتیک و رنج دهنده ای در فرهنگ و نظام دانایی خویش، دچار نخبگان بی مسأله ایم! »
از ایشان بپرسیم که اگر در این نظام فرهنگی فاقد نخبگی بی مسئله ایم؛ پس این نخبگان و از جمله خود ایشان چگونه نخبه محسوب می شوند؟!!
این باصطلاح مشاور فرهنگی سازمان برنامه هنوز نمی داند که فرهنگ پیش نیاز توسعه(آن هم از نوع اقتصادی) نیست!! بسیاری از کشورها علی رغم داشتن فرهنگ و تمدن غنی و کهن هنوز از جمله کشورهای عقب افتاده و به اصطلاح جهان سومی هستند، در حالیکه برخی کشورهای جدیدالاحداث و استقلال یافته پس از جنگ جهانی از جمله کشورهای توسعه یافته هستند! از سوی دیگر وقتی از فرهنگ حرف می زنیم معلوم نیست از کدام وجه و بُعد آن سخن می گوییم!!
جناب مهدوی سراسیمه و شوق زده می نویسد: «کنش گران و فعالین فرهنگ باید در اجماع و استراتژیکی مکتوب(!) و منسجم(!) به تأملات و تعاملات «فرهنگ» و «توسعه» به عنوان یک پیش نیاز لاینفک(!) توجه کنند تا از این رهگذر پاره ای از آسیب های روز افزون اجتماعی و اقتصادی از میان ما رخت بر بندد و کشور دچار تأخر فرهنگی(!) نشود.»(!!!)
ترجیح می دهم که در باره این فراز از سخنان ایشان سکوت کنم و قضاوت را به اهل خرد واگذارم.
این یادداشت پر از کژتابی ها و کژخوانی ها نشان می دهد که جناب مهدوی خود هم نمی داند که قرار است دقیقاً چه کاری در سازمان برنامه و بودجه انجام دهد؛ لذا در اولین اظهار نظر، آسمان و ریسمان را به هم بافته است تا با استفاده از ادبیاتی گنگ و شعاری مسئولیت آینده خود را در چشم عوام الناس مهم و استراتژیک جلوه دهد! شاید برای برخی چون من این سوال مطرح شود که عرفان اسلامی چه ربطی به سازمان برنامه و بودجه دارد؟!!!
تردیدی ندارم که سردرگمی و بی تجربگی ایشان در مسایل اقتصادی و سیاسی یا برنامه ریزی بزودی چون گذشته، آثار خود را نشان خواهد داد!
(حجت الله جوادپور- فروردین ۹۷)

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ابریشم پرس می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.