مردمان دیلمان با همه مهربانی و وفاداری شان این روزها و این سالها با شرایطی سخت دست و پنجه نرم میكنند.معلوم نیست كه دیلمان كدام قطب است؟روزی قطب گردشگری و روز دیگر قطب صنعت و روز دیگر مسیر ارتباطی دیلمان به قزوین!سال ها با این شعارها در انتخابات های متعدد از روحیه وفاداری این مردم […]

مردمان دیلمان با همه مهربانی و وفاداری شان این روزها و این سالها با شرایطی سخت دست و پنجه نرم میكنند.معلوم نیست كه دیلمان كدام قطب است؟روزی قطب گردشگری و روز دیگر قطب صنعت و روز دیگر مسیر ارتباطی دیلمان به قزوین!سال ها با این شعارها در انتخابات های متعدد از روحیه وفاداری این مردم استفاده شد و چه اتوبانی برای این مردم درست شد كه به راستی میتوان آن را “اتوبان یك طرفه “نام نهاد.اتوبانی كه مردم در همه صحنه های آن حضوری حداكثری با همه توان دارند ولی وقتی از مشكلات میگویند به ناگاه به دنبال این و آن و متهم كردن رقبا و گذشته و حال و آینده هستند.

مشخص نیست كه پاسخگوی گذشته كیست و چرا در طی این سالها به خواسته های اساسی مردم دیلمان توجه ای نشد و یا اگر هم توجه ای !!شد سال ها طول كشیده و باید سالهای دیگر هم مردم منتظر وعده هایی از قبل باشند و امیدوار به وعده هایی تكراری كه باز هم شنیده میشود كه در آینده چه خواهد شد اگر!؟و چه زیباست این شعر مولانا در باب شعارهای داده شده كه گفت:

“آری پهلوی یاران بهست   لیك ای جان دراگرنتوان نشست”.

این داستان مولانا چه بسیار به برخی از وعده ها شباهت داشته و دارد.آن یكی گفت در دیلمان همه چیز داریم و خواست بیاید و می آید و خواهد آمد و اگر میگذاشتند آمده بود.

مردم دیلمان سالها این حرف ها را شنیده اند ولی درعمل چیزی ندیده اند.فقط سرابی نشان داده شده است.باید پرسید كه این عكس هایی كه چندروز گذشته در همه كانالهای دیلمان دست به دست والبته گوشی به گوشی چرخیده میشد كه نشان از وضعیت فاجعه بار راه های دیلمان دارد كه و چه كسی باید پاسخگو باشد؟آیا مردم نمیدانند كه چه عواملی باعث بوجود آوردن این رنج ها وسختی ها برایشان شده است؟

چرا باید یك سرمایه گذار را كوبید كه وقتی فلان صنعت آمد اینگونه شد؟نه باید به دنبال علل آن بود.

چه علل و كوتاهی ها وشعارهای بدون پشتوانه ای باعث شد تا امروز و دیروز دیلمان به این وضعیت دچار شود؟

آیا شعاردهندگان آن روز كه قرار بود راه های جدیدی همچون  “دیلمان _پیركوه _كمنی _انبوه قزوین “و از “دیلمان _كلیشم _قزوین”و از “دیلمان _آسیابر _رستم آباد “راه های عریض و طویل زده شود چه شد؟

كجاست آن شعارها كه جز در وعده ها دیگر مردم چیزی ندیده و نشنیده اند؟مردم دیلمان و دیلمانی های مقیم گیلان و قزوین و البرز و تهران را چه فرض كرده اید؟آیا فكر میكنید كه این مردم فراموشكارند؟نه این مردم همه این رنج ها و مشقت ها را به یاد دارند و البته همه خدمت ها رانیز هم به یاد دارند

به یاد دارند كه چگونه “یوسف قاسمی “را به بهانه های واهی تضعیف كردند تا وی ۴ سال را با فشار مخالفت ها و رسانه ها در بین مردم سیاهكل و دیلمان و پیركوه تضعیف شود ودر لاهیجان گفته شود او فقط به دنبال سیاهكلی ها است تا بین دوشهرستان را اختلافی افكنند،تا بعدتر به همان مردم گفته شود كه این هم گزینه بومی!و اكنون نیز همان سناریو تكراری و مشخص دوره هشتم فعال شده است كه ذبیح نیكفر هم همچون یوسف قاسمی است!اندكی قبل تر هم همین سناریو برای بهرام یعقوبی نماینده دوره چهارم و حجت الاسلام كامل خیرخواه نماینده ۳ دوره این دوشهرستان نیز تكرار شده بود!عجبا،تاریخ تضعیف و تخریب و ضعیف نشان دادن رقبا و كاندیداها مجددا درحال تكرار شدن و موتور تخریب و بلوا كردن همه چیز روشن شده است.تاكی میخواهید سرمایه های مردم لاهیجان وسیاهكل را تضعیف كنید.

مردم برای این ها زحمت كشیده اند و خون دل ها خورده شده است.اینكه رقبا را به احزاب مختلف وخاص نسبت داده درحالیكه شواهد و مستندات چیزهای دیگری را در مورد برخی نشان میدهد.

اینكه دیروز یوسف قاسمی ضعیف و حزبی نشان داده شود هدفی جز تخریب و تضعیف سیاهكل نیست.چرا همه را باید كوچك نشان داد وفقط یك نفر باید قوی نشان داده شود.

آماری كه امروز و دیروز گفته شده باید آثاری داشته باشد و این آثار برای مردم ملموس باشد.مردم دیلمان و پیركوه قدردان خادمان خود هستند ولی این سختی ها كه در این سالها با آن دست به گریبان هستند را چه كسی پاسخگوست.چرا یك بار هم شده با مردم دیلمان صادقانه نمیگویید كه نشد و این فرصت و فرصت ها برباد رفت و نشد كه این شعارها جنبه عملی به خود بگیرد.

به راستی ۱۲ سال فرصت كمی برای پیاده سازی و عملیاتی نمودن همه تفكرات و پیگیری ها و نامه نگاری ها و … است؟چند سال و چند دوره كافیست تا فقط برخی از شعارها عملیاتی شود؟”امام علی ع فرمود كه الفرصة تمر مرالسحاب،فرصت ها همانند ابرهای زودگذرند”.

برای این مردم كه همیشه با مدیران و منتخبین خود صادق بوده اند نمیتوان جز با صداقت حرف زدو جور دیگری جوابگو بود.

آن فرصت ها رفتند و دیگر بر نمیگردند.آری،دیدن این عكس ها هر وجدان بیداری را آگاه میكند كه مردم این منطقه در طی یك دهه اخیر چقدر سختی كشیده اند.

تصادفات پی در پی،كشته شدن جوانان،قیچی شدن تریلی ها،تخریب آسفالت سیاهكل و دیلمان و رحیم آباد و املش،فرار سرمایه گذاران به خاطر نبود راه مناسب و ایمن وخطرناك،تخریب محیط زیست،آلودگی منطقه،رشد بیكاری،هزینه ای بالغ بر۳۰۰ ملیارد تومان در صنعت سیمان كه امروز همین صنعت با هزینه های زیاد برای حمل ونقل خود مواجه است و روزگار سختی را دارد و…

همه این ها هزینه هایی است كه این مردم پرداخت كرده اند وچه حاصلی برای آنان داشته است؟اینكه امروز همین مردم را مقصر جلوه دهیم كه باید فرصت میدادند تا بلكه شاید این پروژه ها انجام میشد چه پاسخی است به این مردم!آن همه فرصت و وقت و هزینه كم بود كه باز هم باید مردم را مقصر بدانند كه آنها باعث بوجود آمدن این شرایط شدند.

چگونه مردم زمانیكه با شما هستند خوب هستند ولی زمانیكه همین مردم متوجه میشوند كه عمری را گذرانده ولی آنچه كه به دست آورده اند اندك است و برای جلوگیری از ضررهای بیشتر مسیر خود را عوض میكنند.آیا مردم مقصرند.شاید هم روزگار عوض شده است ومردم باید برای بوجود آمدن راهی كه خوب بود و اكنون خراب است و همه مسیرهای دسترسی آنان از راه های آفرود بدتر است از مسئولین عذرخواهی كنند؟شاید مردم دیلمان وپیركوه مقصرند!مردم دیلمان و پیركوه شایسته خدمت صادقانه وبی منت هستند.

 

 

حمید خوش سیرت