وقتي در جمع مردم ملومه حاضرشديم ديديم كه اهالي اين روستا ، چه مقيم و چه غيرمقيم همه در حال ساخت مجموعه ورزشي محل خود هستند و اثبات كردند كه به جای اتكا به دولت و برخی از مسئولين ، خود روي پای خود بايستند و تلاش كنند تا مجموعه ای بسازند كه نمونه باشد.
همان لحظه كه وارد قهوه خانه محل شديم و نشستيم يكي سوال كرد:علم بهتر است ياثروت؟
و جوان ديگري به ناگاه سوال ديگری كرد و گفت:چه كسي بايدپاسخگوی تصادفات هرروزه مسير ديلمان به سياهكل باشد؟ و چه كسي پاسخگوي كشته شدن مردم در اين جاده با بونكر و تريلي بايد باشد؟  بغضي كرد وگفت: جواب مردم را چه کسی ميدهد وقتي هرروز خودم ميبينم خانواده هاي نگراني كه براي تولد فرزندشان بيمارستاني ندارند و سالهاست اين بيمارستان مانده و همه به دنبال محكوم كردن این و آن هستند و كم كاري خود را كتمان ميكنند!
پيرمردي گفت ديگر شعار و حرف بس است ، در دوره هاي مختلف فقط حرف شنيديم درحاليكه عمل نديديم!
و جوان ديگري گفت:ما دوست داريم در ديلمان كار و اشتغال داشته باشيم نه اينكه به شهريار و ملارد برويم!
پيرمرد ديگري گفت قراربود كارخانه سيمان ديلمان افتتاح شود تا جوانان ديلمان آن هم ١٠٠٠نفر در آن مشغول به كار شوند؟پس چه شد آن وعده های قشنگ؟
و جوان ديگري گفت فقط ١٤٥نفر در اين كارخانه مشغول به كارند كه ١٥نفر بومي هستند!
ديدم مردم ملومه همه را ميدانند و فقط ميخواهند يادآور شوند كه ما همه شعارهاي رنگارنگ را يادمان است و ميدانيم كه بايد چه كاري كنيم!  مرد ميانسالي به ناگاه گفت ما بايد عرصه را به جوانان متعهد و جهادی بدهيم تا فقط كار كنند.
به راستي اين مردم كه زحمت ميكشند و هميشه با شما صادق بودند چرا براي آنها كاري نشد .

براي جوانان ديلمان اشتغالي هم ايجاد نشد

امروز روز پاسخگويي به اين مردم مهربان است.
آري بايد براي اين مردم پاك و غيور  ديلمان كاري كرد.