در یادداشت قبل اجمالاً به بررسی آخرین وضعیت مالی شرکت پرداختیم (اینجا را بخوانید)  و در این یادداشت با مرور اهداف و برنامه های سهامدار اصلی این مجموعه یعنی شرکت مادرتخصصی گسترش صنایع معدنی کاوه پارس که توسط اتابک مدیرعامل وقت آن هلدینگ با روزنامه دنیای اقتصاد در ۱۲ تیر ۹۲ تشریح شده است: ایجاد اشتغال – به کاگیری نیروهای متخصص بومی – کمک به توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه – بهره وری بیشتر از منابع غنی موجود در معادن و تأمین نیاز بازار منطقه اولویتهای اهداف تأسیس این کارخانه محسوب می گردیده است که امروز پس از گذشت شش سال از صحبتهای فوق مشاهده می کنیم که تأسیس این کارخانه نقشی در ایجاد اشتغال در آن منطقه با توجه به سرمایه گذاری عظیمی که انجام پذیرفته است نداشته ؛ و طبق بررسی های انجام شده مطابق آخرین گزارشات شرکت سیمان گیلان سبز ۱۳۶ نفر در کارخانه و دفتر رشت مشغول به کار هستند که نشان دهنده آن است که سیاستهای اصلی هلدینگ مادر تخصصی گسترش صنایع معدنی کاوه پارس در احداث این کارخانه عموماً محقق نگردیده است و متأسفانه نیروهای متخصص بومی در این مجموعه فعالیتی ندارند و توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه جای خود را به بحران در منطقه از منظر زیست محیطی و آلودگی داده است. مخاطرات ایجاد شده ناشی از تردد ماشینهای سنگین حمل سیمان در این منطقه آمار تلفات جانی و مالی وحشتناکی به جا گذاشته است که در کنار این امر تخریب شدید جاده و زیرساخت محور دیلمان – سیاهکل و مسیرهای منتهی به این جاده باعث خسارات زیادی به صنعت گردشگری و بوم گردی منطقه و خودروهای ساکنین و گردشگران منطقه شده است.
به راستی با کدام متر و معیار کارشناسی، جنگلهای فندق منطقه را برای احداث کارخانه جانمایی نمودند و کدام طرح توجیهی اقتصادی و امکان سنجی (Feasibility study) و کدام طرح کسب و کار (Business plan) تایید نمود که احداث این کارخانه برای سهامداران آن و برای فضای کسب و کار منطقه و برای اکوسیستم جنگلی – تاریخی دیلمان مناسب و پربازده می باشد؟
به راستی مجموعه بنیاد مستضعفان که هلدینگ تخصصی گروه صنعتی کاوه پارس را در بالادست تمامی شرکتهای معدنی و سیمانی خود دارد به جز در این کارخانه سیمان در کدامیک از کارخانجات سیمانی خود در کشور با زیان انباشته سنگین و مشکلات زیست محیطی و منطقه ای مواجه است؟
امروزه اهداف اقتصادی ناشی از تاسیس یک کارخانه سیمان با افق فروش داخلی یا صادراتی یا ترکیبی از هر دو بدون بررسی راه و جاده و هزینه های حمل سیمان امری محال و نشدنی است. تاسیس کارخانه های سیمان در نواحی مرزی کشور و صادرات موفق آنها به کشورهای همسایه موفقیت این کارخانه ها را تضمین نموده است و برای فروش سیمان در داخل رقابت پذیری با بهای تمام شده پایین ملاک عمل است که در مورد سیمان گیلان سبز فاصله ده کیلومتری کارخانه تا دیلمان و حمل آن تا پایین جاده هزینه های حمل سنگینی را به این مجموعه تحمیل نموده و اقتصادی بودن این تولید را به کل زیرسوال برده است. نابودی پوشش گیاهی و بهره برداری بی رویه از شن و ماسه و منابع طبیعی این منطقه و اثرات مخرب آلودگی آب کشاورزی و حتی دامپروری در منطقه با چالش اساسی روبرو نموده که مجدداً تجربه تلخ سیمان لوشان این بار در دیلمان تکرار گردیده است. به نظر می رسد تحت فشارهای سیاسی عرصه بر مدیران وقت این هلدینگ تنگ شده باشد که با اجرای چنین طرحی موافقت نموده اند. چنانچه سیمان تولید شده از جهت قیمت تمام شده و هزینه حمل توان رقابت با تولید سیمان آبیک قزوین را ندارد. توجه به این نکته بسیار با اهمیت است که مجموعه هلدینگ کاوه پارس در شرکت داری و کارخانه داری در تمامی صنایع خصوصاً صنعت سیمان بسیار متبحر و حرفه ای است و زیرمجموعه های عظیم این هولدینگ شامل سیمان تهران، سیمان هگمتان، صنایع فولاد و آلومینیوم و معادن دیگر فعال و سودده هستند؛ چنانچه در شرکت فولاد کاوه ۱۰ درصد فولاد کشور تولید می شود و امکان صادراتی بسیار سودآوری را دارد به طوریکه ۷۰ درصد تولیدات این کارخانه فولاد صادرات می گردد و ارز آوری بسیار مناسبی دارد.
احداث و جانمایی مناسب این کارخانه فولاد توانسته است ۲۴ درصد از مشکلات بیکاری در استان هرمزگان را برطرف سازد. شرایط فروش عالی سیمان تهران در استان تهران و اطراف و همچنین توان فروش عالی سیمان هگمتان در داخل و بازار عراق، تخصصی بودن این مجموعه بزرگ در بدنه بنیاد مستضعفان را اثبات نموده است و مشخص نیست احداث این کارخانه در دیلمان چگونه در پورتفوی این مجموعه تخصصی چگونه قرار گرفته است؟
با بررسی رزومه و اسامی اعضای هیئت مدیره این هلدینگ تخصصی به نام آقای دکتر یحیی آل اسحاق و مهندس اتابک بر می خوریم که بسیار با تجربه و حرفه ای در صنایع فعال بوده و هستند.
سرمایه گذاری یک میلیارد و دویست میلیون یورویی هلدینگ تخصصی کاوه پارس در صنایع متفاوت عمدتاً بسیار موفق و کارآمد بوده و به جز مورد سیمان سبز دیلمان در تأسیس کارخانجات روند موفقی را طی نموده اند و از امکانات مالی بسیار زیادی بهره مند هستند.
رویکردهای اجتماعی بنیاد مستضعفان و مدیریت آن دکتر فتاح و فضای فکری حاکم بر این مجموعه همواره به سمت توسعه اجتماعی و اقتصادی به نفع منطقه و افراد ساکن در آن منطقه با نگرش حل معضلات اقتصادی و بیکاری و توسعه پایدار آن منطقه بوده است که امروزه این اهداف کلاً با فسلفه وجودی کارخانه سیمان مغایرت عظیم و تضاد عجیبی را ایجاد نموده است.

  • نویسنده : هومن عمیدی