اسلم بن عمر تنها شهید ایرانی و جزو ۷۲ تن شهید کربلا است که در عاشورا در جوار امام حسین(ع) حضوری اثرگذار داشت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ابریشم پرس،  «اسلم بن عمر ترکی قزوینی» تنها شهید ایرانی و جزو ۷۲ تن شهید کربلا است که ردپای حضور او در کربلا در بسیاری از کتاب‌های تاریخی وجود دارد  و بر اساس برخی روایت‌های تاریخی این شهید کربلا اهل قزوین بوده است.

محمدحسین سلیمانی پژوهشگر  در این خصوص گفت: در صحنه کربلا «اسلم بن عمر »  تنها شهید ایرانی و جز ۷۲ تن شهید کربلا است. اسلم بن ترکی قزوینی یکی از افرادی است که در جریان ورود نیروهای اسلامی به ایران به اسارت گرفته و به کوفه منتقل می‌شود.
وی گفت: طبق نوشته مامقانی، اسلم غلامی بوده است که توسط امام حسین‌(ع) خریداری و توسط امام حسین(ع) آزادشده است اما تا پایان عمر به امام حسین(ع) وفادار می‌ماند.
سلیمانی تأکید کرد: در اسناد تاریخی زیادی ازجمله متون تاریخی مناقب، لسان العرب، اعیان الشیعه، ذخیره الدارین، ابصار العین، انصار الحسین، وسیلة الدارین فی أنصار الحسین، فرسا الهیجاء، الحدائق الوردیه، ناسخ التواریخ، تنقیح المقال می‌شود رد پای این شهید والامقام را دید.
وی گفت: در برخی متون هم ایشان را «اسلم بن عمر دیلمی» می‌نامند، در واقع دیلم گستره کوهستانی مناطق شمالی ایران(بخش‌هایی از رودبار، جیرنده و سیاهکل و …) که قبایل دیلمیان در آنجا ساکن بوده‌اند؛ اما فارغ از نگاه منطقه‌ای اینکه یک ایرانی شیعه در عاشورا در جوار امام حسین(ع) حضوری اثرگذار داشته اهمیت دارد.
محمدرضا سنگری عاشورا پژوه نیز گفته است: ما در کربلا یک شخصیت ایرانی به نام أسلم بن عمرو داریم که اهل قسمت‌های شمال ایران است. او دبیر و کاتب امام حسین(ع) و به سه زبان عربی، فارسی و ترکی مسلط بود. شاعر بود. وقتی به میدان رفت رجزی خواند و تصویری از ویژگی‌های منفی دشمن را ترسیم کرد؛ رجز او خیلی قشنگ و شکوهمند است. اگر کسی از من بپرسد زیباترین و تصویری‌ترین رجز در کربلا متعلق به چه کسی است می‌گویم: اسلم بن عمرو.
بنابراین گزارش طبق منابع تاریخی، اسلم از نژاد ترک و به زبان عربی مسلط بود و با صوتی دل‌نشین قرآن را می‌خواند؛ طبعی لطیف داشت و قصه‌گو و دوست کودکان بود. شاعر و نویسنده بود و به‌عنوان یکی از کاتبان امام حسین‌(ع) همواره امام را همراهی می‌کرد، بیان زیبا و مناعت طبعش سبب محبوبیتش در بین کودکان، جوانان و پیران شده بود.
اسلم رجز می‌خواند و دشمنان را از پای درمی‌آورد تا جایی که زخم‌های فراوان بدنش و حلقه تنگ محاصره اسلم را به خاک نشاند، امام حسین(ع) با شتاب خود را به او رساند و سر اسلم را بر دامن گرفت یعنی همان کاری که با علی‌اکبرش کرد اسلم با لبخند بر لب و گفتن این‌که «من مثلی و ابن رسول‌الله واضع خده علی خدی کیست مثل من که پسر پیغمبر صورت بر صورتم نهاده» به دیدار معشوق شتافت.

  • منبع خبر : ایکنا