بعد از تماس با دوستان و تأیید آن‌ها، فهمیدم که خبر حقیقت دارد. ولی بازهم باورش برای من سخت بود.
دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸، دوشنبه‌ی بدی خواهد بود.
حاج علی پورمحمدی فلاح – نماینده مردم آستانه اشرفیه و بندرکیاشهر در سومین دوره مجلس شورای اسلامی، در آغاز صبح جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و به دیدار معبود شتافت.
خاطرات از جلوی چشمانم، چون قطاری سریع‌السیر عبور می‌کند.
هنوز مبهوت این خبر تأسف‌بار هستم و برایم باور کردنی نیست.
در خلوت و تنهایی‌ام – بغضم زود خود را وا می‌کند و چشمانم بارانی می‌شود.
مگر می‌شود دیگر آستانه؛ مرد مماشات، تساهل و تسامح در سیاست را نداشته باشد؟
مگر می‌شود شهر ما دیگر؛ بزرگ‌مردی که بزرگ و کوچک – پیر و جوان – اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و هر کسی با هر مرام و عقیده‌ای – به او احترام می‌گذاشت را نداشته باشد. خیلی سخت است، خیلی …

مردی که از روزی شناختمش، ظاهری آرام داشت و درونی پریشان، متلاطم و آشفته.
آشفته‌ی سرنوشت مردم سرزمین خود، پریشان ِ حال ِ مردم شهرش و نگران آینده‌شان.
آرامشش همه را آرام می‌کرد و بسیاری از جلسات را با آرامشی خاص کنترل می‌کرد.
ما جوان‌ترها – جائی اگر تند می‌رفتیم، در خلوت نصحیت‌مان می‌کرد و بعضی مواقع هم دعوا – ولی در جمع تا جائی که می‌توانست – دفاع می‌کرد.
تا زمانی بود و حضور داشت؛ پشت‌مان قرص بود.
حاج علی؛ مانند پشت – برای جامعه روشنفکری آستانه‌اشرفیه بود. و حالا یکی از تکیه‌گاه‌های ما؛ با دلی پر رمز و راز – پر از اسرار سیاست این سرزمین و این شهر – با قلبی به بزرگی خزر و به خروشانی سپیدرود – پر از مهربانی و عشق، عشق به این دیار و مردم این دیار – بار سفرش را در خلوت خویش بست، تا با معبود خویش دیدار کند.

او چه زمانی که معلم بود – چه به عنوان نخستین شهردار پس از انقلاب آستانه‌اشرفیه – چه مدیرکلی سازمان تعاون روستایی گیلان – مدیرکلی بازرگانی گیلان – مدیرکلی برنامه‌ریزی استانداری گیلان و یا نمایندگی مردم شریف آستانه‌اشرفیه و بندرکیاشهر در دوره سوم مجلس شورای اسلامی – مدیرعاملی منطقه ویژه اقتصادی بندرانزلی یا در ریاست هیأت امنای حرم حضرت سید جلال‌الدین اشرف (ع) و شرکت توسعه طرح حرم – هرگز خود را از مردم جدا نکرد و از مردم جدا نبود و سال‌های طولانی، همواره در کنار مردم ایستاد.
او همیشه معلم باقی ماند و همواره درس اخلاق و انسانیت، بزرگی، آرامش، تساهل و تسامح، گذشت – ایستادگی بر آرمان روشنفکری دینی و درس صلح و دوستی را با تواضعی خاص به همگان آموخت.

و باید باور کرد که؛ بزرگ‌مردی از میان ما پر گشوده‌است.
بزرگ‌مردی مهربان، نیکو خصال، خوب و دوست‌داشتنی.
انسانی متین، شریف، پاکدست و نجیب.
باید باور کنیم؛ مرد ِ روزهای سخت ِ تصمیم‌گیری – بزرگ‌مرد آرام دیار کوچان ِ بزرگ – آرام گرفته‌است.

دوست ندارم واژه‌ی مرگ را برای او به کار ببرم. او نمرده و نمی‌میرد. او همیشه مردمی بود، با مردم بود، با مردم ماند و در قلب این مردم همیشه خواهد ماند. و کسی که جایگاه همیشگی‌اش قلب این مردم باشد – هرگز نمرده‌است.

تسلیت به مردم آستانه، به جامعه روشنفکری دینی گیلان و آستانه‌اشرفیه.
بدون تردید آستانه‌اشرفیه و استان گیلان از داشتن یک روشنفکر دینی محروم شد. بزرگ‌مردی که حالا حالاها می‌توانست؛ سنگ‌صبور جوانان مکتب روشنفکری و پشت اصلاح‌طلبان آستانه و وزنه‌ی سنگینی برای ثبات، توازن و برقراری اعتدال میان تفکرات مختلف این شهر باشد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

#حسن_جهانچی
.