رقابت و حتی مخالفت در عرصه سیاست، امروزه در اکثر کشورها و دولت‌ها امری رایج و جاافتاده است. قدر مسلم انتظار از سیاستمداران، مسوولان کشور، احزاب و تشکل‌ها این است که …

در رقابت سیاسی منافع ملی کشور را اولویت اصلی بدانند و هیچ‌گاه برای غلبه بر رقبای سیاسی، این منافع را لگدمال خواسته‌های شخصی و جناحی نکنند.

نگاهی گذرا به تاریخ کشورمان کافی است تا گروه‌های مختلفی را در دوره‌های گوناگون ببینیم که نه تنها حفظ منافع ملی برای آنها در اولویت نبوده بلکه به کرات آن را قربانی خواسته‌‎های جناحی و گروهی خود کرده‌اند. همین تفکر بود که در دوران هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به مخالفت با دولتی برخاست که در کنار تدارکات جنگ، کشور را هم باید اداره می‌کرد. مخالفت ناعادلانه و کارشکنانه آنها تا جایی ادامه پیدا کرد که رهبر انقلاب، امام خمینی (ره) را به دخالت در این امر واداشت تا ضمن دفاع از دولت وقت، جمله معروفی را بیان کنند با این مضمون؛ کسانی که توانایی اداره یک نانوایی را ندارند، با دولت به مخالفت می‌پردازند و کارشکنی می‌کنند. دولت وقت در آن شرایط جنگی، منافع ملی را که همان اداره جنگ نابرابر و پیروزی در آن باشد، در اولویت قرار داده بود. سردمداران جریانی که در آن زمان منافع ملی برای‌شان در حاشیه و منافع جناحی در اولویت بود، امروز به سن بازنشستگی رسیده‌اند اما تفکر و سلیقه آنها در تمام طول این سال‌ها در عرصه سیاسی کشور حضور داشته و همواره با همان روش گذشته، روشی مبتنی بر تقدم منافع گروهی و جناحی بر منافع ملی، عمل کرده است.

نمونه‌های بحران‌سازی آن تفکر در دولت اصلاحات و کارشکنی علیه رای ملت در دو دوره آن دولت، کم‌شمار نیست. همان سلیقه متاسفانه در زمان ریاست‌جمهوری آقای روحانی هم مخالفت‌های غرض‌ورزانه و کارشکنی‌های برآمده از خواسته‌های جناحی و گروهی را با دو دولت ایشان تاکنون ادامه داده‌اند. این گروه که همیشه به رای ملت نگاهی تصنعی دارد، اگرچه نقشش در به وجود آمدن مشکلات امروز کشور اساسی است اما نه تنها مسوولیت رفتارهای خود را در به خطر افتادن منافع ملی نمی‌پذیرد بلکه برعکس، در بسیاری از چالش‌های کشور خود را طلبکار هم می‌داند. امروز کشور به جهت تحریم و مشکلات ناشی از آن در موقعیت سختی قرار گرفته و طبعا کاستی‌ها و مشکلاتی هم در دولت وجود دارد. با این حال در به وجود آمدن وضع کنونی، سهم بسیار مهم و عمده گروهی که از آنها با نام «کاسبان تحریم» یاد می‌شود، بسیار روشن و آشکار است. کاسبان تحریم کسانی هستند که نفع‌شان در گرو به وجود آمدن بحران در کشور است. همان‌هایی که قبل از برجام سعی در جلوگیری از تحقق آن داشتند و بعد از برجام، سعی در برهم زدن فضای طبیعی این توافق بین‌المللی. وقتی امریکا به صورت ناعادلانه و یک‌طرفه از برجام خارج شد، صدای هلهله و شادی کاسبان تحریم در هر کوی و برزن شنیده می‌شد. رسانه‌های‌شان مثل یک جشن ملی با خروج امریکا از برجام برخورد کردند. آنها خوشحال بودند چون فرصتی به دست آورده بودند تا دولت وقت را محکوم به پذیرش «ذلت» کنند. حال اینکه خودشان در چند سال گذشته با برخی افراطی‌گری‌ها از جمله حمله به برخی سفارتخانه‌ها بهانه به دست دیگران داده بودند.

با وجود همه کارهای نامناسب و آسیب‌زایی که کاسبان تحریم، این مخالفان بی‌انصاف قوه مجریه، انجام دادند، وقتی فشارهای ناشی از تحریم زیاد شد و مشکلاتی برای اقشار مختلف کشور به وجود آمد، انتظار می‌رفت حسب شرایط شبه‌جنگی کشور هم که شده، قدری در رفتارها و روش‌های‌شان تجدیدنظر کنند. از افراطی‌گری‌های متداول‌شان دست بردارند و برنامه‌هایی را که برای تخریب و تضعیف دولت دارند، متوقف کنند اما این‌طور نشد. مخالفان غرض‌ورز دولت نشان دادند که روی انصاف و عِرق میهنی آنها هم نمی‌توان حساب کرد. تصور اینکه شرایط دشوار کشور را درک کنند، بی‌جهت بود و آنها هیچ‌گاه دست از افراطی‌گری‌های‌شان برنداشتند.

در عرصه داخلی هم تا جایی که می‌توانند، کمر به بستن فضای آزاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌بندند و برای جلوگیری از فعالیت‌های مدنی تلاش می‌کنند تا جایی که حتی دولت را محکوم می‌کنند به اینکه چرا اجازه می‌دهد در فلان منطقه یا فلان شهر، نشست سیاسی برگزار شود! آنها حتی در جاهایی دست به کارهای قانون‌شکنانه علیه امور قانونی می‌زنند. نمونه‌ای از رفتارهای فراقانونی و افراطی آنها حدود 10 روز پیش در شهر رشت اتفاق افتاد. در حالی که سخنرانی خانم آذر منصوری به عنوان یکی از فعالان سیاسی کشور با مجوز و به صورت قانونی در حال برگزاری بود، عاملان گروه افراطی مخالف دولت و اصلاح‌طلبان در رشت با حمله به محل سخنرانی و ضرب‌وشتم بعضی از افراد، مراسم را به هم زدند. این عمل آنها وقتی با اعتراض برگزار‌کنندگان مراسم، مقامات مسوول استان و شخص استاندار روبرو شد، عاملین در توجیه رفتارشان، مساله‌ای را مطرح کردند که در نوع خود بسیار تعجب‌آور است. یکی از نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، نه‌تنها بنا به تکلیف شرعی و قانونی خود و حسب سوگندی که در مقام وکیل مردم یاد کرده، از قانون در جریان اتفاق سخنرانی خانم منصوری دفاع نکرد بلکه برعکس، کاملا همراستا با افراطیون عمل کرد. این نماینده در صحن مجلس تذکر عجیبی به وزیر کشور داد مبنی بر اینکه چرا استاندار گیلان اجازه داده است یک فعال سیاسی در شهر مرکز استان سخنرانی کند!

به هر حال این افراد، بیشترین ضربه‌ها را به دولت و برنامه‌هایش می‌زنند. کاش می‌توانستند دست‌کم در شرایط این روزهای کشور از لجاجت و یک‌سویه‌نگری دست بکشند و یک بار برای همیشه درک و باور کنند که همه در یک کشتی نشسته‌ایم.

لینک کوتاه
http://abrishampress.ir/?p=24456

  • نویسنده : اسحاق راستی