دکتر رضا صالح جلالی مطالعه و مرور تاریخ و هم اندیشی و گفتگو را از اولویت راهکارهایی برای همه دوره ها برای بُرون رفت از مشکلات دانست.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ابریشم ،  دکتر رضا صالح جلالی نماینده سابق مردم آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی  در همایش نقش و جایگاه جوانان در چهملین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که به همت مجمع نیروهای خط امام شهرستان لاهیجان برگزار شد  گفت : جامعه بخشی از جهانی است که ما درآن زندگی می کنیم .اگر خداوند برای کل هستی قوانینی ساخته و اگر شما بخواهید خلاف آن قوانین عمل کنید دچار مشکل میشوید. شما نمی توانید خلاف قوانین طبیعت عمل کنید. از جمله نمیتوانید خلاف قوانین غرایز خود عمل کنید. ما نیاز به خوردن داریم. ما غرایز مختلفی داریم و آنها را اشباع می کنیم. مقاومت در مقابل این غرایز جز از بین رفتن ما وونابودی ما حاصلی نخواهد داشت.جامعه بخشی از از این هستی است و خلاف قوانین قرارداده درآن عمل کردن موجب سقوط و انحطاط خواهد بود.

وی ادامه داد:  آن قوانین چیست؟ یکیش حقیقت است که امر پیچیده ای است و شناخت از آن از طریق گفتگو امکان پذیر است.با زور وبا بستن فضاها به حقیقتی دست پیدا نمی کنیم.
دکتر صالح جلالی افزود: ما نیاز به مطالعات عمیق داریم. اما معمولا ما کم می خوانیم. ما باید کتاب و رُمان و تاریخ بخوانیم و تاریخ معاصر ایران را لحظه به لحظه بشناسیم. ما کم کتاب می خوانیم و این بیماری بسیار بزرگیست ! یکی از مشکلات ما عدم درک ما از عمق شرایط جامعه است

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت چرا انقلاب شد؟  اگر ملت مشکل نداشته باشد .اگر شما به این تئوری معتقد باشید ٬ ٬ همه ی جنبشهایی که در ایران ایجاد شده مسئول برنامه ریزی شان آنهاست. آنها مُصدّق را آوردند ٬ آنها انقلاب اسلامی را ساماندهی کنند و درست کردند. اما «این حرف نمیتواند درست باشد. اولیش نفی اصالت یک ملّت است.» شما وقتی یک ملّتی را متهم می کنید که هر تحوّلی در آن انجام میشود خودش هیچ نقشی ندارد و دیگری برایش تصمیم میگیرد معنایش این است که این ملت یعنی حضور و وجود ندارد! این ملت اصالتی ندارد. اگر این ملت اصالت ندارد این تاریخی که ۲۵۰۰ ساله است و و در اثبات حقانیت ها و غرور خویش ٬ داریوش و کوروش رو می آورید برای اینکه بگویید این چه کار کرده ٬ آن چه کرده٬  اگر ملت اینقدر بی اصالته ٬ این تاریخ چیه؟!

دکتر صالح جلالی در ادامه افزود :من مخالف این نیستم که در ۲۰۰ سال گذشته عواملی همواره در ایران نقش داشتند.اینکه همه ی جنبشهای ایران را متهم و وابسته به عوامل خارجی بکنیم٬ با این مشکل دارم که این نفی اصالت یک جامعه است. انقلاب ۵۷ و جنبش ملی شدن صنعت نفت و…اینگونه بوده. این مردم همواره به دنبال توسعه ی کشورشان بودند. خودشان و کشورشان و تاریخ گذشته شان را می دیدند.

نماینده مردم آستانه در مجلس ششم ادامه داد : در دوره ی صفویه ایران یکی از سه قدرت مطرح دنیا بوده . بخصوص در دوره ی شاه عباس اول. ملت تاریخ خودش و مردم کشورش را می بیند .چرا ایران دچار انحطاط شده و چرا غرب به تحول و توسعه و رشد رسید و به یک صنعت و اقتصاد شکوفا رسیده. و ما چرا از این محرومیم. و این در دوره ی قاجاریه میان روشنفکران مطرح بوده حتی عباس میرزا گفت: همواره خورشید از شرق طلوع میکند٬ چه شد اینبار از غرب طلوع کرده!؟ و به دنبال این عده ای را برای تحصیل به اروپا میفرستد. ما وملت ما مشروطه و توسعه و آزادی و قانون و جامعه ی رشد یافته و آباد می خواستیم.سال ۱۳۳۲ نتوانستند بهش دست پیدا کنند. در سال ۵۷ انقلاب و اون حرکت ٬ محصول روندی است که از مشروطه طی شده.  حتی شاه بعد از رفتن میگوید : اگر در دهه ی ۴۰ و دهه ی ۵۰ به متفکران اجازه ی گفتگو میدادیم و نقد ٬ مُنجر به انقلاب ۵۷ نمیشد و کشور با نقد متفکران امورش اصلاح میشد.

دکتر رضا صالح جلالی در بخشی دیگر از سخنانش گفت:  با سه زبان میتوانیم با مردم سخن بگوئیم:  گفتگو ، خشونت ،  فریبکاری. اگر گفتگو نباشد جایگزین آن دوتاست.
اگر عام جامعه پایین باشد و به لحاظ ذهنی پایین باشند ٬ برنده ٬ شیوه ی سوم یعنی فریبکاری است! در آن جامعه اگر. متفکرانی هم باشند و سخن از آگاهی و رُعب و کشتار بزنند ٬ چون غالب جامعه فریب نظام و سیستم را می خورند در جامعه ی عقب مانده ٬ خواص هم با خشونت همان حکومتی که متکی است به روش فریبکاری ٬ نه تنها عام مردم رو فریب داده بلکه خواص رو هم خفه میکند.
گفتگو امر مذمومی است و خشونت امر مطلوبی است برای سرکوب اندیشه هایی که به آگاهی جامعه می پردازند! اگر برگردیم به این شیوه که گفتگو این ویژگیها را دارد: وقتی گفتگویی صورت میگیرد همه ی ما میفهمیم که هیچکدام ما حرف رو بلد نیستیم.هر اندیشه ای قادر به دیدن تمام زوایای یک پدیده نیست.

وی افزود:  اگر تمام این اندیشه ها در کنار هم قرار بگیرند شما قادر به شناخت این پدیده خواهید بود. همه ی پدیده های اصلی اینگونه اند.در این صورت قادر به شناخت کامل آن نخواهید بود.به همین علت حقیقت ٬ امرِ آسان کشف کردنی نیست. حقیقت ٬ بسیار پیچیده است .حقیقت ٬ ابعاد نامکشوفی دارد.حقیقت ٬ تنها با گفتگو تمام ابعادش آشکار میشود. چرا؟ چون هر بخشی از زاویه ی آن را هر کس دیده و درکنار هم گذاشته ایم پدیده را بهتر بشناسیم.ما به حقیقت مطلق نرسیدیم .بلکه این پدیده را بهتر شناختیم.اما اگر فقط شناخت یک فرد را مبنای اداره ی کشوربگیریم یعنی کشور رو فقط از یک زاویه دیده و لزوما در اداره ی کشور موفق نخواهد بود.پاشنه ی آشیل شاه و علت سقوط شاه هم دقیقا همینجاست.همین نکته است که فکر میکرد به تنهایی میتواند کشور را با اندیشه های شخص خودش اداره کند و نیازی به اندیشه ی دیگر و اندیشه های دیگران ندارد! و اینکه در دنیای امروز با پیچیدگیهایی که دارد یک فرد تصور بکند که میتواند کشور را دقیقا درست اداره کند بدون اینکه کل اندیشه و عقلانیت و توانایی کل کشور را لحاظ بکنند همان راهی را خواهند رفت که رفتند.
وی مطالعه و مرور تاریخ و هم اندیشی و گفتگو را از اولویت راهکارهایی برای همه دوره ها برای بُرون رفت از مشکلات دانست.
وی به منظور عدم انباشت دردها و رنجها و نرسیدن به مرز انفجار ٬ گفتگو و قرار گرفتن تمام این اندیشه ها را در کنار هم الزامی خواند و گفت : حقیقت تنها با گفتگو تمام ابعادش آشکار میشود. با کنار گذاشتن بخشی از جمعیت از حضور در تصمیم گیریها به حقیقتی دست پیدا نمیکنیم.

  • نویسنده : سیده حرمت فرهی