عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام ایران گفت به نظر می رسد از ۱۴ الی ۱۵ نفری که از سوی شورای اسلامی شهر رشت جهت انتخاب شهردار رشت تا کنون معرفی شده اند، افراد واجد شرایطی که ویژگی های شورای هماهنگی اصلاح طلبان را داشته باشند، وجود ندارد .

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ابریشم ،  اسحاق راستی عضو شورای مرکزی مجمع نیروهای خط امام ایران در گفتگویی گفت : با توجه به ملاک هایی که ازسوی شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب استان گیلان برای انتخاب شهردار رشت اعلام شده که اهم آن ، سابقه اجرایی مناسب در سطح ادارات کل،تحصیلات مرتبط با امور شهری ومدیریتی جهت تعامل و هماهنگی با دستگاه های مختلف؛ داشتن سوابق کاری در طرح های ملی و کلان کشور ،پاکدستی و سلامت مالی و توان مبارزه با فساد اداری ومالی و بومی بودن اعلام گردیده ؛ به نظر می رسد از ۱۴ الی ۱۵ نفری که از سوی شورای اسلامی شهر رشت جهت انتخاب شهردار رشت تا کنون معرفی شده اند، افراد واجد شرایطی که ویژگی های شورای هماهنگی اصلاح طلبان را داشته باشند، وجود ندارد .

در این خصوص تعجبم این است که برخی ها باچه شهامت وبا کدام سابقه مدیریتی و اجرایی وارد این عرصه شده اند؟با این که ابتدا باید این پرسش را از افراد و سازمانهایی پرسید که اینان را معرفی نموده اند، در خصوص مواضع ۴ عضو لیست امید وبه عبارتی اعضای اصلاح طلب عضو شورای شهر رشت نیز مهم است که در این خصوص چه باید باشد؟

بنظر می رسد شاید این دوستان ابتدا به ملاحظات و موانع خود را با چنین شورای شهری که اکثریت با آنان نیست، اشاره خواهند نمود و چه بسا خواهند گفت که درچنین جمعی نیاز به تعامل با دیگر اعضاست و به همین جهت باید با حداقل ها بسازند .

به عبارتی چون دارای رأی اکثریت در شورا نیستند ؛ اگر هر نیروی کارآمدی رابا ویژگی های اصلاح طلبی معرفی کنند ؛رأی نخواهد آورد. بنابراین فراکسیونشان افرادی را معرفی نخواهند کرد و از بین کاندیداهایی که دیگران معرفی کرده اند فردی را که نزدیکی وقرابت بیشتری به آنان دارد ؛را برمی گزینند.

کاری را که این اعضاء لیست امید شهر رشت در انتخاب شهردار سابق و غیر بومی یعنی نصرتی انجام دادند که وقتی کاندیدایشان رأی کافی نداشت،روی او به توافق رسیدندو اورا با یازده رأی شهردار نمودند. اما این بار چه خوب است دوستان فراکسیون امید شورای شهر رشت ابتدا به دنبال افراد شایسته، مدیر کاربلد،اصلاح طلب واقعی نه ظاهری و فرصت طلب،پاکدست و بومی می رفتند و اینان را انتخاب می نمودند و حتی اگر کاندیدایشان رأی نمی آورد؛اینان حجت خود را بامردم و خصوصا به کسانی که به آنها رأی داده بودند،تمام می کردند که ما فرد لایق و شایسته خودمان را معرفی کردیم ولی دیگران به شایستگان وقعی ننهادند.

به این جهت بنظرم رأی به افرادی که نه سابقه کافی مدیرتی و نه پاکدستی مالی و توان مبارزه با فساد اداری ومالی در سازمانی چون شهرداری را ندارند، راه درستی به نظر نمی رسد.

سالهاست ما اصلاح طلبان در انتخابات مختلف در موقعیتی به سر می بریم که بین بدو بدتر ؛بد رابرمی گزینیم. حال به درستی و غلطی آن کاری نداریم. اما این روش باور کنیم در همه جا کاربرد ندارد و به مصلحت اصلاح طلبان نیست.

در انتخاب یک شهردار وقتی که ۷یا ۸ نفر تصمیم گرفته اند که به افرادی رأی دهند که با اعتقاداتمان هم خوانی ندارد ومی دانیم که فرد انتخاب شده به آن چه نمی اندیشد توسعه و آبادانی شهر است، آن گاه مانیز با چه توجیه ای به اینان رأی می دهیم؟ حداقل نگذاریم بی عرضه ها؛ فرصت طلبان و برخی امتحان پس داده ها حتی با یک رأی ما مدعیان اصلاحات، مردمسالاری و……به مقاصدشان برسند.