در مسائل و مباحث سیاسی ،عده‌ای معتقدند که گفتمان اصلاح‌طلبی از آرمان‌‌گرایی فاصله گرفته وبا اتخاذ رویکرد اعتدال‌گرایانه ،عملاً به توجیه و ترویج بی‌عملی سیاسی منتهی شده است.

در مسائل و مباحث سیاسی ،عده‌ای معتقدند که گفتمان اصلاح‌طلبی از آرمان‌‌گرایی فاصله گرفته وبا اتخاذ رویکرد اعتدال‌گرایانه ،عملاً به توجیه و ترویج بی‌عملی سیاسی منتهی شده است.
از ان طرف اصلاح‌طلبان مورد نقد معتقدند که با در نظر گرفتن تجربیات تاریخی جامعه ایران و واقعیات موجود، اصلاح‌طلبی به معنی ارائه راهکارهای مشخص برای مشکلات مشخص، و عبور از شعارهای آرمان‌گرایانه و ناکجاآبادگرایانه به سوی راه‌حل‌های عمل گرایانه است.
از این حیث، به نظر می‌رسد که «منطق اصلاح‌طلبی» نیاز به یک بازتعریف و تبیین دوباره دارد.
و اما این اختلاف نظری در بین اصلاح طلبان ، دیگر مختص به مرکزنشینان و تصمیمات کلان شان (موضوعاتی چون ؛انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی) نبوده و این موضوع به بخش ها و تصمیمات کوچک تر اصلاح طلبان در شهرها و شهرستان های کوچک و بر موضوعاتی چون تصمیمات شورانشینان اصلاح طلب و موضوعاتی چون انتخاب یک شهردار یا حتی یک مدیر هم سایه افکنده است.
به نظر می رسد اگر تئوریسین های جریان اصلاح طلبی این موضوع تئوریک و بسیار مهم را نتوانند به درستی تبیین کرده و نظریات جدیدی ارائه دهند ،اصلاح طلبان می بایست در انتظار شکست های احتمالی در اینده باشند.
این مسئله را در استان گیلان و شهرما رشت نیز ، می توان در مورد موضوعات مختلف مربوط به مدیریت شهری و در بین اعضای لیست امید شورای شهر و در مجموع در بین جناح اصلاح طلب استان (از شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب تا افراد غیر حزبی) نیز مشاهده نمود و ما عملا با سه رویکرد و به عبارتی با سه نگرش در درون جریان اصلاح طلبی استان نیز مواجه هستیم ، که به نظر بنده رویکرد سوم سنتزی است که از درون تز (واقع گرایی) و انتی تز (ارمان گرایی) متولد می شود.

۱)طیفی که معتقدند باید در هرشرایطی برنده میدان ها و رقابت های سیاسی بود و همواره حداکثر تلاش برای حضور ،سهم خواهی و تاثیرگذاری را انجام داد.
این طیف معتقدند برای تاثیرگذاری، نقش افرینی و سهم خواهی ،همواره باید از پتانسیل هاو شکاف های موجود در جریان رقیب بهره برد،حتی اگر در در اقلیت بود.
به طور مثال در فرایند انتخاب شهردار رشت ، این طیف معتقدند ،چون جریان ما در نهایت ۴ رای بیشتر ندارد و در مقابل، جریان رقیب به طور سازماندهی شده ۷ رای تقریبا ثابت دارد، و حال که ما ریاست شورا و کمیسیون ها را از دست داده ایم ،می بایست از این ۳ رای خود به نحو احسن استفاده کرده و در معادلات به نوعی بازی کرده که بتوان امتیازاتی از شهردار اینده دریافت کنیم.
این طیف با نگاهی که اغلب به زمان حال و شرایط فعلی دارد،کمتر به اینده و عواقب انتخاب گزینه ناکارامد و در ادامه عملکرد و کارنامه ضعیفش و تاثیر منفی این انتخاب در اینده نزدیک بر مردم داشته و بیشتر به فکر تاثیرگذاری بیشتر در معادلات شورا می باشد.
این طیف را که همواره در هر رقابتی قائل به حصول نتیجه اند را می توان واقع گرایان و به عبارتی نتیجه گرایان جریان اصلاح طلبی نامید.

۲)آرمان گرایان یا به عبارتی ایده آلیست های جریان اصلاح طلبی ،طیفی هستند که معتقدند برای اعتلا ،سربلندی و کامیابی جریان و در شرایطی که نمایندگان جناح اصلاح طلبی در شورای شهر در اقلیت می باشند،نمی بایست دست به هیچ گونه اقدامی در مناسبت های درون شورایی زد و چون نمی توان در مناسبات و رقابت های سیاسی ،دست بالا را داشت ،به دلیل در اقلیت بودن در شورا و مشخص بودن نتیجه رقابت با جریان مقابل ، نباید خود را الوده چنین رقابت هایی نمود، چون که نتیجه اش از پیش مشخص است ، تاثیرگذاری های مقطعی دردی را دوا نخواهد کرد و همراهی با افرادی معلوم الحال یا انتخاب گزینه های ناکارامد موجب سرافکندگی افراد و جریان اصلاح طلبی در انتها خواهد شد.
این طیف که نگاهی ارمانی به سیاست ورزی دارد با توجه به شرایط شورا ،از تاثیرگذاری ۴عضو اصلاح طلب در شورا ناامید بوده وکنش های اعضا را بیشتر به خاطر منافع شخصی قلمداد می کند تا به خاطر منافع مردم یا پایگاه رای شان.

۳)و اما سومین طیف ،که به نظرم تلفیقی از ارمان گرایی و واقع گرایی را در تحلیل های خود می گنجاند، طیفی می باشند که برخلاف طیف نخست که صرفا به زمان حال می نگرد و عواقب اینده انتخاب های خود را کمتر در نظر دارد و برخلاف طیف دوم که بدون در نظر گرفتن زمان حال،صرفا به اینده می نگرد و نگاهی صفروصدی به کنش های اصلاح طلبان دارد ، معتقد است در رقابت های گوناگون با جریان رقیب ، می بایست باتوجه به سنجش میزان دستاوردهای کوتاه مدت و بلندمدت ان عمل ، اقدام نمود و می توان در مواردی از این شکاف ها استفاده نمود و در رقابت ها مشارکتی اثری گذار داشت.

در مورد انتخاب شهردار به دلیل اهمیت موضوع، این طیف ، منافع مردم شهر را در پیروزی کاندیدایی شایسته و توانمند(باتوجه به ملاک های ارائه شده از جانب شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب استان برای شهردار رشت) می داند و معتقد است باتوجه به شرایط حاکم بر شورای شهر رشت ،می بایست با توجه به ثابت نبودن ۷ رای جریان مقابل و بعضا اختلافاتی که بین شان بروز می کند ، و با توجه به اینکه ۲یا ۳ رای انها بعضا ژله ای بوده ، می بایست حداکثر تلاش برای گزینه معرفی شده از جانب شورای هماهنگی(سرکار خانم دکتر مقیمی) ، از جانب ۴عضو شورانشین انجام گردد. چون این طیف معتقداست حتی اگر گزینه مورد نظر رای نیاورد،ما وظیفه خود را با معرفی بهترین گزینه انجام داده ایم و نباید تن به هرشرایطی برای برد یا سهم خواهی و حصول نتیجه داد و قرار نیست در هر شرایطی فقط به برد و نتیجه کوتاه مدت و مقطعی، ان هم با امتیازاتی نه چندان مهم بسنده کرد.
زیرا در این شرایط شاید اصلاح طلبان بتوانند امتیازات یا منافعی کوتاه مدت(انتخاب مدیرکل، معاونت ها یا تزریق نیروی کار و امتیازات دیگر) به دست اورند ،اما قطعا در بلند مدت ،با توجه به کارایی و کارنامه احتمالا منفی گزینه های ناکارامد ،مردم شهر و هواداران ، نمره ای منفی در کارنامه اصلاح طلبان ثبت خواهند نمود.و در این شرایط نباید خود را شریک در انتخاب گزینه هایی ضعیف، غیرکارامد، شائبه دار و بدون تجربه نمود.

  • نویسنده : کیان پوررهنما